ابو القاسم راز شيرازى
54
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
موشكافيها و تدقيقات فكريّه كه در علوم فلاسفه مىشود ، و علماء تفسير و حديث و فقه نيز از ايشان تتبّع كردهاند ، و آنها را علوم غامضه نامند ، رايحهاى از علم در آنها نيست ، و مدقّقين را علماء نگويند ؛ زيرا كه به ميزان علم كه خشيت است راست نيايند ، بلكه حقيقت علم ، نور است كه باعث خوف و خشيت است ، و گفتهاند كه : « عليكم بالمتون ، الّا الحواشى ؛ فانّ الحواشى غواش » « 26 » . لهذا حضرت امام ص مىفرمايد : علم ، شعاع معرفت و قلب ايمان است ؛ چنانكه از حضرت رسول ص وارد است كه : « ايمان ، چراغى است افروخته در قلب مؤمن ، عرض كردند : نشانهء آن چيست ؟ فرمود : « التّجافي من دار الغرور ، و الانابة الى دار السّرور » « 27 » ؛ فعلى هذا ، معرفت در قلب ، شمسى است تابان كه فرع و شعاع آن ، علم است ؛ و علم ، اصل و قلب ايمان است ؛ زيرا كه قلب هر شىء اصل آن است ؛ پس ايمان ، فرع و شعاع علم است و علم ، فرع و شعاع معرفت است ؛ پس علم اصل ، و باعث سراج ايمان است در دل ، و ايمان ، باعث بىميلى از دار غرور دنيا ، و بازگشت به دار سرور آخرت است ؛ پس ميل به دار غرور و عدم ميل به دار سرور ، علامت خاموشى سراج ايمان است ؛ و انطفاء « 28 »
--> ( 26 ) - بر شما باد به استفاده از متنها و نه حاشيهها . زيرا كه حاشيهها تيرگيهاست ؛ كنايه از آنكه بايد به اصل توجّه شود ؛ چه ، در متفرّعات هركس بر وفق سليقهء خويش ، از آن اصلها استنباطى مىكند ، غالب آن است كه به گمراهى كشيده شود ؛ چنانكه حضرت مولاى متّقيان ( ع ) فرمودهاند : العلم نقطة كثّرها الجاهلون ( غوالى اللآلئ 4 : 129 ) ؛ يعنى حقيقت دانش از جهت كلّى ، در بساطت ، همچون نقطه است كه مبدأ همهء حروف و كلمات و اعداد است ، آنگاه نادانى نادانان و طلب توضيح ، موجب كثرت آن گرديده است : « دل گفت : مرا علمِ لَدُنّى هوس است * تعليمم كن اگر تو را دسترس است گفتم كه الف ، گفت : دگر هيچ مگوى * در خانه اگر كس است يك حرف بس است » : از رباعيّات خيّام به نقل از لغتنامهء دهخدا : حرف ل : لدنّى : 165 ( 27 ) - به صفحهء 20 ، سطرهاى 11 و 12 از منهج حاضر رجوع شود . ( 28 ) - خاموش شدن ( آتش )